![]() |
![]() |
|
| my friend welcom to my weblog |
|
بایدتو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو پس می زنی باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من می تونه آرومت کنه؟ اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه؟
دلگیرم از این شهر سرد، این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر می کنی حس می کنم از راه دور
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پر پر کنی محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 17:3 توسط night star |
|
|
وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 12:9 توسط night star |
|
|
نخواستم با غم بسازی آخه عشق اجباری نیست تا دیدم می خوای بری بدون من ؛ بعد من اگه شونت تکیه گامه یه تصویر از عکس چشمات تا دیدم می خوای بری بدون من ؛ بعد من غم با من بودنو اگه شونت تکیه گاهه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 16:31 توسط night star |
|
|
تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام دلش نخواست و نمی خواد یه روز به حرفام برسه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 15:57 توسط night star |
|
|
دلم برات تنگه عزیز یادی نمیکنی ز من تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:11 توسط night star |
|
|
یادت باشه .... گاهی وقت ها مثلاً آخر شبها که می خوای بخوابی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:14 توسط night star |
|
|
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم ... سریع از کنار مرداب دور شدم ... حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده .... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 15:11 توسط night star |
|
|
چه ضیافت غریبی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 15:1 توسط night star |
|
|
وقتي ميبوسه تو رو ياد من مي افتي هيچوقت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 11:9 توسط night star |
|
|
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد ورفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است! یکی گفت: چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری و من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا میخری؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 9:59 توسط night star |
|
|
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که بازم با چشمایه کورم به راهت بشینم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 13:1 توسط night star |
|
|
اگه تا روز قیامت،داشتنت نباشه قسمت چشم براه تو می مونم،با دلی پر از صداقت اگه با اشکای گرمم،دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه،بعد دنیای دو روزه اگه نقش قصه ها شی،مه روی قله ها شی بری و از من جداشی،اگه باشی و نباشی نه فقط عاشقت هستم،مرهمی رو قلب خستم این تویی که می پرستم،سرسپرده ی تو هستم اگه جای تو به این دل،همه دنیارو ببخشن می گذرم از هرچه دارم،اگه باشی عاشق من اگه زنجیره به پاهام،اگه قفل و اگه صدبند می رسم هرجا که هستی،به تو و عشق تو سوگند اگه باشی تاجی بر سر،یا که از ذره ای کمتر دل من داغ تو داره،تا ابد تا روز اخر نه فقط عاشقت هستم،مرهمی رو قلب خستم این تویی که می پرستم،سرسپرده ی تو هستم اگه با یه قلب تب دار،بشم از عشق تو بیمار تا وجود عاشقم رو،ببرم تا چوبه ی دار اگه زندگیم فنا شه،طعمه ی خشم خدا شه یا که در حسرت عشقت،روحم از بدن جدا شه اگه قلبمو شکستی،رفتی و از من گسستی مهربون یا خودپرستی،هرچه هستی هرکه هستی نه فقط عاشقت هستم،مرهمی رو قلب خستم این تویی که می پرستم،تو بتی من بت پرستم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 16:50 توسط night star |
|
|
باور کن که دوستت دارم اي تنها بهانه براي زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دارم .... اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم.... اي تو به زيبايي يک گل سرخ ، به پاکي يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... اي تو فصل بهارم ، هميشه يارم ، همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم.... اي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم.... اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم.... اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم.... دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني ..... عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو ليلي اين دل ديوانه اي.... به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ...... دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم .... اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم مي گويم! باور کني ، باور نکني يک کلام! دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:22 توسط night star |
|
|
قاصدك غم دارم غم آوارگي ودربدري غم تنهايی وخونين جگري قاصدك واي به من همه از خويشتن مرا مي رانند همه ديوانه وديوانه ترم مي خوانند . مادر من غم هاست مهد وگهواره ي من ماتم هاست قاصدك دريایم !روح من عصيان زده وطوفاني است . آسمان نگهم بارانيست قاصدك غم دارم غم به اندازه سنگيني عالم دارم غم من صحرا هاست افق تيره ی او نا پيداست قاصدك ديگر از اين پس منم وتنهايی و به تنهاي خود در پی عيسايي و به عيسايي خود منتظر معجزه اي غوغايي قاصدك زشتم من، زشت چون چهره ی سنگ خارا زشت مانند زال دنيا قاصدك حال گريزش دارم مي گريزم به جهاني كه در آن پستي نيست پستي ومستي وبد مستي نيست . مي گريزم به جهاني كه مرا نا پيداست شايد آن نيز فقط يك روياست ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 10:53 توسط night star |
|
|
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 15:32 توسط night star |
|
|
گر تو باشی عشق در چشمم هویدا میشود رنگهای این جهان به به چه زیبا میشود بی تو اما جان من دیگر ندارد همدمی تو نباشی یک جهان دیگر نمی ارزد دمی با منی در ظاهر اما دل بجای دیگرست؟ چشم تو برمن ولی قلبت سرای دیگرست؟ لیک چشم و قلب من بر تو نظر می افکند دل به شوق وصل تو درسینه پرپر میزند راه دل را بسته ام جز از نگاه مست تو من زدنیا خسته ام ای هستی ام ازهست تو با تو بودن آرزوی من بود در این جهان دوستت دارم عزیزم تا ابد با من بمان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:52 توسط night star |
|
|
بعد از سفري بي عشق از حادثه مي آيم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:42 توسط night star |
|
|
ز چشمت اگر چه که دورم هنوز |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:48 توسط night star |
|
|
هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم تو بامنی دوباره گریم میگره انگار تو اغوشه منی روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میمونم قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من شبهای جمعه که میاد بازم بیا سر مزار من دوباره باز یاد تو شد زمزمه ی نبودنم ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم آه اگه سر مزار من نشونی از نبودنه دستایه نا مردم شهرچرا ازدلم ربودنت؟ به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من دیگه فقط ارزومه بارون بباره روتنم روسنگه قبرم بنویس تنها ترین تنها منم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:23 توسط night star |
|
|
سر به روي شانه هاي مهربانت مي گذارم عقده دل مي گشايم گريه بي اختيارم از غم نامردمي ها بغض ها در سينه دارم شانه هايت را براي گريه کردن دوست دارم بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم خالي از خودخواهي من برتر از آلايش تن من تو را والا تر از من برتر از من دوست دارم عشق صدها چهره دارد عشق تو آينه دار عشق عشق را در چهره آينه ديدن دوست دارم در خموشي چشم ما را غصه ها و گفتگو ها ست من تو را در جذب محراب ديدم دوست دارم در هواي ديدنت يک عمر در چله نشستم چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم بغض سر گردان ابرم قله آرامشم من |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 16:49 توسط night star |
|
|
ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش ميدونم برات عجيبه من با اون همه غرورمپيش همه ي بديهات چه جوري بازهم صبورم ميدونم واسه ات سواله كه چرا پيشت حقيرم دور ميشي منو نبيني باز سراغتو ميگيرم ![]()
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 13:26 توسط night star |
|
|
ميخوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:16 توسط night star |
|
|
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 14:6 توسط night star |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:1 توسط night star |
|
|
بازم ببار اي آسمون شايد منم گريه كنم بغض سكوت و بشكنم اشكم. به تو هديه كنم نگاه نكن كه ساكتم دلم اسير سايه هاست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:37 توسط night star |
|
|
ای که با ناز نگاهت دلم دیونه کردی پا گذاشتی تو سینه ام توی قلبم خونه کردی ای که وقتی تورو دیدم دل تنهام زیر رو شد با تو بودن تورو داشتن واسه ی من آرزو شد طفلی قلب عاشق من به خودش می گفت همیشه آرزو ی با تو بودن یه روزی راست راستی می شه ولی آرزوم بزرگ بود تو به یاد من نبودی من با تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی تا تو رد می شدی قلبم از تو سینه کنده می شد می یومد پشت چشامو منتظر یه خنده می شد تو که اخم می کردی سنگ دل قلب عاشقم می ترسید همش ترس جدایی حیرونی دلم می لرزید من که عاشق تو بودم چرا عشقم ندیدی چرا قلب عاشقم رو تو به خاک خون کشیدی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 14:34 توسط night star |
|
|
در اخرين لحظه ديدار به |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 13:30 توسط night star |
|
|
وقتي مي شي نياز من اگه نباشي پيش من اشكاي چشامو ببين كه مي ريزه به پاي تو بازم كه بي قرارم و دلواپس نگاه تو تموم مستي مني بمون همشه پيش من اگه شدم عاشق تو نزار كه بي تاب بمونم لالائي شبام توئي نزار كه بي خواب بمونم دارم برات شعر مي خونم شايد به يادم بموني فقط يه چيز ازت مي خوام هميشه عاشقم بموني دوست دارم خيلي كمه ولي جز اين چيزي نبود واژه ها را ولش كنيم عشقمو از چشام بخون |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:16 توسط night star |
|
|
سلام به همه ی دوستای خوبم باور میکنید این اولین باریه که از وقتی که این وبلاگ ساختم خودم حرف میزنم همیشه با شعرا حرفم زدم این عکس خیلی برام جالب اومد؟نظر شما چیه؟ ببینید تو آسمونا ابرا هم یه جورایی همدیگرو دوست دارن چقد نازه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟ ولی ای کاش آدما هم یه کم رو راست بودن با هم چرا دنیا اینجوری شده؟چرا همه دروغ میگن؟ بعضی وقتا مخم سوت میکشه از چیزایی که دور و برم میبینم... از این همه دو رنگی ای کاش همه چی مث آسمون خدا صاف و بی غل و غش بود تا به هم رسیدن آدما آسون بود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:15 توسط night star |
|
آخه تا کي بکشم منت چشماي تورو چرا هر کسي رو دوست داري،تورو دوست نداره
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:7 توسط night star |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به گلم....
وقت رفتن نمیخوام ببینمت میدونم ببینمت کم میارم وقت رفتنت نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمیشه میدونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه |
| پیوندهای روزانه |
|
سازمان بورس ایران عضو شو بازي كن جايزه ببر لينك كن پایگاه دانش و خدمات فارسی باراجین دانشگاه بین المللی امام خمینی پردیس من جامعه مجازی ایرانیان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|