تبليغاتX
night star
my friend welcom to my weblog

 

 

rade pa

بایدتو   رو  پیدا  کنم  شاید  هنوزم  دیر  نیست

تو  ساده دل کندی ولی  تقدیر  بی تقصیر نیست

 

با  اینکه  بی تاب   منی  بازم   منو  پس می زنی

باید  تو  رو  پیدا  کنم  تو  با خودت    هم  دشمنی

 

کی  با  یه  جمله  مثل من  می تونه  آرومت کنه؟

اون   لحظه  های   آخر   از  رفتن  پشیمونت  کنه؟

 

دلگیرم از این شهر سرد، این کوچه های  بی عبور

وقتی به من فکر می کنی حس می کنم از راه دور

 

باید   تو    رو    پیدا    کنم    هر   روز   تنهاتر   نشی

راضی  به  با  من  بودنت  حتی  از  این  کمتر نشی

 

پیدات    کنم     حتی    اگه     پروازمو    پر پر   کنی

محکم    بگیرم     دستتو    احساسمو    باور   کنی...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 17:3  توسط night star | 

وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني

حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني

به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي

وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني

حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دستاش نره

حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 12:9  توسط night star | 

 

نخواستم با غم بسازی
نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دلتو
دیگه با هیشکی نگی

آخه عشق اجباری نیست
تو زندونه من نمون
حالا که فکر رفتنی
دیگه از موندن نخون

تا دیدم می خوای بری
دلم راتو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد

بدون من ؛ بعد من
دلتو هر جا ، جا نزار
غم با من بودنو
تو ، من بعد یادت نیار

اگه شونت تکیه گامه
پس چرا من تنها شدم؟!
چرا هر لحظم همیشه
منم تنها با خودم

یه تصویر از عکس چشمات
روی دیوار دلم
چقدر قصه ام خنده داره
چقدر بیکاره دلم

تا دیدم می خوای بری
دلم راتو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد

بدون من ؛ بعد من
دلتو هر جا جا نزار

غم با من بودنو
تو من بعد یادت نیار

اگه شونت تکیه گاهه
چرا من تنها شدم
چرا هر لحظم همیشه
منم تنها با خودم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 16:31  توسط night star | 

 

تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام
چشمامو سرزنش نکن، از پسشون برنمیام

پیر شدم تو این قفس، یکم بهم نفس بده
رحم و مروتت کجاست، جوونیامو پس بده

فکر نمی کردم بذاری زار و زمینگیر بشم
فکر نمی کردم که یه روز این جوری تحقیر بشم

اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود
حتی اگه سنگ بودی، دلت به رحم اومده بود

دلش نخواست و نمی خواد یه روز به حرفام برسه
شاید می خواد رقیب من به آرزوهام برسه

پسند من تو هستی که این همه بخت من سیاست
دلبر خودپسند من قله ی خوشبختی کجاست

ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری

تو فکرتم اما دلم
هی میگه فکرشم نکن
یه کم به فکر تو نبود
پس دیگه فکرشم نکن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 15:57  توسط night star | 

دلم برات تنگه عزیز یادی نمیکنی ز من
دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من
می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست
خودم هزار و یک طرف همه حواسم به شماست

وقتی نمی بینم تورو چشمامو واسه کی بخوام
نفس برام سمی می شه هوا رو واسه کی بخوام
انگار نه انگار که دلی برای بودن تو بود
رفتی و بین آدما شدم یکی بود و نبود

یه جور واقعی تو رو حس می کنم توی تنم
به جون تو بدون تو دیگه دارم دق می کنم
صورت ماه تو عزیز دیوارای خونه شده
هر کی میبینتم میگه طفلکی دیوونه شده

تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم
دیگه بسه راضی نشو این جوری در بدر بشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:11  توسط night star | 

یادت باشه .... گاهی وقت ها مثلاً آخر شبها که می خوای بخوابی

یه دل تنهایی هست

که یکم اون ور تر می تپه  برای تو ....

یادت باشه .... فقط تو بودی که تونستی وارد قلبم بشی

بدون اینکه قفلشو بشکنی ....

یادت باشه .... من شبها حتی تو رؤیاهام با تو حرف می زنم

تویی که یاد و خیالت هم آرامش بخشه...

هیچ میدونی موقعی که یکم ازم دور میشی چقدر غصه دار میشم

اون وقته که چشمم دنبال چشای قشنگت میگرده که با هر نگاه

کلی انرژی ازشون دریافت می کنم...

دستام.......

دنبال دستای مهربونت میگرده تا بدونه هستی .......

                                                 همیشه می مونی.....

خودت میدونی که این واژه ها نمی تونن

اون چیزی رو که تو عمق وجودمه ابراز کنن....

وقتی می خوام از تو بنویسم نه تنها واژه ها در مقابلت کم میارن

حتی در مقابل حضور سبزت در سر تعظیم فرود می آورند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:14  توسط night star | 

یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم ... سریع از کنار مرداب دور شدم ... حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده .... 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 15:11  توسط night star | 

چه ضیافت غریبی
من و گیتار و ترانه

جای تو : یه جای خالی

شعر من شعر شبانه

هرم خورشیدی چشمات

من رو آب کرد تموم کرد

لحظه ی ناب پریدن

با یه دیوار رو به روم کرد

گوش بده !‌ ترانه هام ترجمه ی چشمای توست

تو تموم قصه هام همیشه جای پای توست

تو ضیافت سکوتم

تو اگه قدم بذاری

می بینی از تو شکستم

اما تو خبر نداری

بی تو از زمزمه دورم

بی تو از ترانه عاری

زخم تو : زخم همیشه

اینه تنها یادگاری

گوش بده !‌ ترانه هام ترجمه ی چشمای توست

تو تموم قصه هام همیشه جای پای توست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 15:1  توسط night star | 

 

وقتي ميبوسه تو رو ياد من مي افتي هيچوقت
وقتي نازت ميكنه ياد من مي افتي هيچوقت
وقتي گل ميده بهت ياد ميخكا مي افتي
وقتي زل زدي بهش ياد شكلكا مي افتي
يا كه نه ؟...
ياد من مي افتي هيچوقت
يا كه نه ؟...
ياد من مي افتي هيچوقت
***
وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره
وقتي با همديگه اين كنار هم اينور و اونور
وقتي چشم غره ميري واسه چشمات ميزنه پرپر

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش ميزاره يا كه نه ؟

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش ميزاره يا كه نه ؟

مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من ...

وقتي آهنگي كه با هم مي شنيديم و گوش ميدي يادم مي افتي ؟
اونجاهايي كه باهم رفتيم ميري يادم مي افتي؟
وقتي دوستاي قديمو ميبيني از من ميپرسي ؟
خيلي دوست دارم بدونم كه حالت چطوره راستي؟
هنوز عكسامو نگه داشتي يا نه ؟
هواي طوطيمونو داشتي يا نه ؟
ياد من مي افتي هيچوقت ؟
***
وقتي گريه ميكني سرتو بغل ميگيره
وقتي ميخندي بهش براي خنده هات ميميره
وقتي دلگيره ازت تو رو ميبخشه مثل من
واسه خندوندن تو ميكشه نقشه مثل من
تو رو دوست داره مثل من
يا كه نه
اشكات رو تنش مي باره
يا كه نه
تو رو دوست داره مثل من
يا كه نه
تو رو رو چشاش ميزاره
يا كه نه
مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من
تو رو دوست داره مثل من؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 11:9  توسط night star | 
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد ورفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است! یکی گفت: چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری و من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا میخری؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 9:59  توسط night star | 

 

گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دله من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم
واسه من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم

که بازم با چشمایه کورم به راهت بشینم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرور رو تو چشمات شکستم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 13:1  توسط night star | 
 

 

اگه تا روز قیامت،داشتنت نباشه قسمت

                                                         چشم براه تو می مونم،با دلی پر از صداقت

              اگه با اشکای گرمم،دل سنگ برام بسوزه

                                                        اگه جسم من بپوسه،بعد دنیای دو روزه

              اگه نقش قصه ها شی،مه روی قله ها شی

                                                        بری و از من جداشی،اگه باشی و نباشی

              نه فقط عاشقت هستم،مرهمی رو قلب خستم

                                                        این تویی که می پرستم،سرسپرده ی تو هستم

            اگه جای تو به این دل،همه دنیارو ببخشن

                                                       می گذرم از هرچه دارم،اگه باشی عاشق من

            اگه زنجیره به پاهام،اگه قفل و اگه صدبند

                                                     می رسم هرجا که هستی،به تو و عشق تو سوگند

            اگه باشی تاجی بر سر،یا که از ذره ای کمتر

                                                    دل من داغ تو داره،تا ابد تا روز اخر

           نه فقط عاشقت هستم،مرهمی رو قلب خستم

                                                  این تویی که می پرستم،سرسپرده ی تو هستم

           اگه با یه قلب تب دار،بشم از عشق تو بیمار

                                                 تا وجود عاشقم رو،ببرم تا چوبه ی دار

           اگه زندگیم فنا شه،طعمه ی خشم خدا شه

                                                 یا که در حسرت عشقت،روحم از بدن جدا شه    

           اگه قلبمو شکستی،رفتی و از من گسستی

                                               مهربون یا خودپرستی،هرچه هستی هرکه هستی

          نه فقط عاشقت هستم،مرهمی رو قلب خستم

                                              این تویی که می پرستم،تو بتی من بت پرستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 16:50  توسط night star | 

باور کن که دوستت دارم

اي تنها بهانه براي زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دارم ....

اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم....

اي تو به زيبايي يک گل سرخ ، به پاکي يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....

اي تو فصل بهارم ، هميشه يارم ، همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم....

اي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم....

اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم....

اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم....

دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني .....

عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو ليلي اين دل ديوانه اي....

به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ......

دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم ....

اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم مي گويم!

باور کني ، باور نکني يک کلام! دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 13:22  توسط night star | 

 

قاصدك غم دارم

غم آوارگي ودربدري

غم تنهايی وخونين جگري

قاصدك واي به من همه از خويشتن مرا مي رانند

همه ديوانه وديوانه ترم مي خوانند .

مادر من غم هاست

مهد وگهواره ي من ماتم هاست

قاصدك دريایم !روح من عصيان زده وطوفاني است .

آسمان نگهم بارانيست

قاصدك غم دارم

غم به اندازه سنگيني عالم دارم

غم من صحرا هاست

افق تيره ی او نا پيداست

قاصدك ديگر از اين پس منم وتنهايی

و به تنهاي خود در پی عيسايي

و به عيسايي خود منتظر معجزه اي غوغايي

قاصدك زشتم من، زشت چون چهره ی سنگ خارا

زشت مانند زال دنيا

قاصدك حال گريزش دارم

مي گريزم به جهاني كه در آن پستي نيست

پستي ومستي وبد مستي نيست .

مي گريزم به جهاني كه مرا نا پيداست

شايد آن نيز فقط يك روياست !

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 10:53  توسط night star | 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن


بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن


من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن


امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 15:32  توسط night star | 

 

گر تو باشی عشق در چشمم هویدا میشود   

    رنگهای  این  جهان  به به  چه زیبا  میشود

بی  تو اما  جان  من  دیگر  ندارد  همدمی    

    تو نباشی یک جهان دیگر نمی ارزد دمی

با  منی در ظاهر اما دل بجای دیگرست؟   

     چشم تو برمن ولی قلبت سرای دیگرست؟

لیک چشم و قلب من بر تو نظر می افکند   

    دل  به شوق  وصل تو درسینه پرپر میزند

راه دل  را بسته ام  جز از نگاه  مست تو 

      من زدنیا خسته ام ای هستی ام ازهست تو

با  تو بودن آرزوی  من بود در این جهان   

    دوستت دارم عزیزم   تا   ابد  با  من  بمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:52  توسط night star | 

 

دوست دارم نازنينم

بعد از سفري بي عشق از حادثه مي آيم
با شوق تو مي رفتم بي وسوسه مي آيم
يک قلب ترک خورده سوغات محبت بود
پاداش دل ساده نيرنگ و خيانت بود
من از تو چه سر بودم اي بي نفس کمرنگ
من حادثه ي روزم تو شب زده ي دل سنگ
خاکستر جا مانده از فاجعه ي ققنوس
اندوه شب سربي در با ور يک فانوس
درعشق تو فرسودم پايان قشنگي بود
مزد همه ي خوبيم افسوس دورنگي بود
اي از غم من سرخوش شکم به يقين خشکيد
محکوم عذابي تو در دايره ي تمديد
لايق تر از اين بودم عشق تو حماقت بود
يک عمر هدررفته تاوان رفاقت بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:42  توسط night star | 

ز چشمت اگر چه که دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
 اگر غصه بارید از ماه و سال
به یاد گذشته صبورم هنوز
 شکستند اگر قاب یاد مرا
 دل شیشه دارم بلورم هنوز
 سفر چاره ی دردهایم نشد
 پر از فکر راه عبورم هنوز
 ستاره شدن کار سختی نبود 
 گذشتم ولی غرق نورم هنوز
 پر از خاطرات قشنگ توام
 پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی
 من شیفته با تو جورم هنوز
 اگر جنگ با زندگی ساده نیست
 در این عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت
 پر از نغمه ی پک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است
 ولی با توام پس صبورم هنوز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:48  توسط night star | 

 

هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم تو بامنی

دوباره گریم میگره انگار تو اغوشه منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میمونم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من

شبهای جمعه که میاد بازم بیا سر مزار من

دوباره باز یاد تو شد زمزمه ی نبودنم

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

آه اگه سر مزار من نشونی از نبودنه

دستایه نا مردم شهرچرا ازدلم ربودنت؟

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط ارزومه بارون بباره روتنم

روسنگه قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:23  توسط night star | 

سر به روي شانه هاي مهربانت مي گذارم

عقده دل مي گشايم گريه بي اختيارم

از غم نامردمي ها بغض ها در سينه دارم

شانه هايت را براي گريه کردن دوست دارم 

بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم

خالي از خودخواهي من  برتر از آلايش تن

من تو را والا تر از من برتر از من دوست دارم

عشق صدها چهره دارد عشق تو آينه دار عشق  

عشق را در چهره آينه ديدن دوست دارم

در خموشي چشم ما را غصه ها و گفتگو ها ست

من تو را در جذب محراب ديدم دوست دارم

در هواي ديدنت يک عمر در چله نشستم

چله را در مقدم عشقت  شکستن دوست دارم

بغض سر گردان ابرم قله آرامشم من

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 16:49  توسط night star | 
 

ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات بدون حتی نوازش
ميدونم كه غم نداره واسه تو گريه ي دردم
ميگذري از من و ميري اما باز من برميگردم


ميدونم برات عجيبه من با اون همه غرورم
پيش همه ي بديهات چه جوري بازهم صبورم
ميدونم واسه ات سواله كه چرا پيشت حقيرم
دور ميشي منو نبيني باز سراغتو ميگيرم


ميدوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم
وقتي نيستي هم يه جوري با خيالت راضي ميشم
ميدوني واسه چي از تو من ميبينم و ميخنده
تا نبيني گريه هامو هردو چشمامو ميبنده


چاره اي جزو اين ندارم آخه خون شدي تو رگهام
ميميرم اگه نباشي بي تو من بدجوري تنهام
ميدونم يه روز ميفهمي روزي كه دنيا را گشتي
من چه جوري تو را خواستم تو چه جور ازم گذشتي

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 13:26  توسط night star | 

ميخوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
                 
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه وقتي که من نبودم بي خبر از اينجا نري
                 
بدون يه خدافظي پر نزني تنها نري
يه موقعي فکر نکني دلم واست تنگ نميشه
                 
فکر نکني اگه بري زندگي کمرنگ نميشه
اگه بري شبا چشام يه لحظه ام خواب ندارن
                   
آسموناي آرزو يه قطره مهتاب ندارن
راستي دلت مياد بري؟ بدون من بري سفر؟
                   
بدش فراموشم کني برات بشم يه رهگذر؟
اصلا بگو که دوست داري اينجور دوست داشته باشم؟
                    
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟
حتي اگه دلت نخواد اسم تو , تو قلب منه
                     
چهره ی تو يادم مياد وقتي که بارون ميزنه

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:16  توسط night star | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 14:6  توسط night star | 

 

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟            

                 رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

                           اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

                اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

                        روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

                دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

                       اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

               اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

                    بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

 اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

             چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

                    اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

 پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

            اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

                   هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

 اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

           هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

                   اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

 با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

          اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

                 من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

           اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو

                  خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:1  توسط night star | 

بازم ببار اي آسمون شايد منم گريه كنم

بغض سكوت و بشكنم اشكم. به تو هديه كنم

نگاه نكن كه ساكتم دلم اسير سايه هاست
 نگاه خستمو ببين كه لبريز از گلايه هاست
 كوير خشك گونه ام اشكي به روي خود نديد
 لبانم ز خنده دور شدن هيشكي كلامي نشنيد
 يه عمره غم تو دلم نشسته بيرون نميره
 لباي بي خنده من تو حسرت و غم ميميره 
 رفت و منو تنها گذاشت 
 روزو شبا يه عمره منو به بازي ميگيرن
 ستاره هاي نقره اي تو دست ابرا اسيرن
 اي آسمون تو هم ببار شايد يه كم سبك شي
 گاه به بغض من نكن نگو به زودي پير ميشي
 ديگه گذشت از من و دل شكوفه ها منتظرن
 دشتاي سبز تو يه عمريه كه باريدن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:37  توسط night star | 

عاشقانه

ای که با ناز نگاهت دلم دیونه کردی

پا گذاشتی تو سینه ام توی قلبم خونه کردی

ای که وقتی تورو دیدم دل تنهام زیر رو شد

با تو بودن تورو داشتن واسه ی من آرزو شد

طفلی قلب عاشق من به خودش می گفت همیشه

آرزو ی با تو بودن یه روزی راست راستی می شه

ولی آرزوم بزرگ بود تو به یاد من نبودی

من با تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی

تا تو رد می شدی قلبم از تو سینه کنده می شد

می یومد پشت چشامو منتظر یه خنده می شد

تو که اخم می کردی سنگ دل قلب عاشقم می ترسید

همش ترس جدایی حیرونی دلم می لرزید

من که عاشق تو بودم چرا عشقم ندیدی

چرا قلب عاشقم رو تو به خاک خون کشیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 14:34  توسط night star | 

 

عاشقانه

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 13:30  توسط night star | 

 

وقتي مي شي نياز من اگه نباشي پيش من

اشكاي چشامو ببين كه مي ريزه به پاي تو

 

بازم كه بي قرارم و دلواپس نگاه تو

تموم مستي مني بمون همشه پيش من

 

اگه شدم عاشق تو نزار كه بي تاب بمونم

لالائي شبام توئي نزار كه بي خواب بمونم

 

دارم برات شعر مي خونم شايد به يادم بموني

فقط يه چيز ازت مي خوام هميشه عاشقم بموني

 

دوست دارم خيلي كمه ولي جز اين چيزي نبود

واژه ها را ولش كنيم عشقمو از چشام بخون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:16  توسط night star | 

سلام به همه ی دوستای خوبم

باور میکنید این اولین باریه که از وقتی که این وبلاگ ساختم خودم حرف میزنم

همیشه با شعرا حرفم زدم

این عکس خیلی برام جالب اومد؟نظر شما چیه؟

ببینید تو آسمونا ابرا هم یه جورایی همدیگرو دوست دارن

چقد نازه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟

ولی ای کاش آدما هم یه کم رو راست بودن با هم

چرا دنیا اینجوری شده؟چرا همه دروغ میگن؟

بعضی وقتا مخم سوت میکشه از چیزایی که دور و برم میبینم...

از این همه دو رنگی

ای کاش همه چی مث آسمون خدا صاف و بی غل و غش بود

تا به هم رسیدن آدما آسون بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:15  توسط night star | 

آخه تا کي بکشم منت چشماي تورو
بذارم به پاي چي وعده بيجاي تورو
يه روز آفتابي مي شي يه روزي ام ابري وسرد
کدومو باور کنم،گرما يا سرماي تورو
اين همه ميان سراغم به هواي عاشقي
من يادم مي ياد فقط چشماي زيباي تورو

چرا هر کسي رو دوست داري،تورو دوست نداره
نميدم حتي به کس تلخي حرفهاي تورو
دلاي دريايي شونو به رخ من ميکشن
نميدم به هيچکدوم يه موج درياي تورو
تا يادم نرفته يک بار ديگه واست بگم
من نميدم به کسي تا عمر دارم جاي تورو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:7  توسط night star | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تقدیم به گلم....
وقت رفتن نمیخوام ببینمت میدونم ببینمت کم میارم
وقت رفتنت نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمیشه
میدونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه

پیوندهای روزانه
سازمان بورس ایران





عضو شو بازي كن جايزه ببر لينك كن
پایگاه دانش و خدمات فارسی
باراجین
دانشگاه بین المللی امام خمینی
پردیس من
جامعه مجازی ایرانیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
وبلاگ هواداران داریوش
عشق همین جاست تو کجایی؟؟؟؟
و خداوند عشق را آفرید...
لوزا
قلب عاشق من (عرشیا)
عشق ممنوع
سها
یه عاشق خسته(بابک)
دلسوخته
دست خط روزگار
دستهای خالی(عزیز دل)
خاطرات یک خبرنگار(کامران نجف زاده)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM